-------------------------------------------------------- مبارک باشه عزیزم ، روز میلاد حضورت زندگیم فدای عشق و فدای تب غرورت روز میلاد تن تو ، روز جشن آسمونه حتی خورشید با طلوعش ، قدر این روز و میدونه چی باید امشب بریزم ، زیر پاهات مهربونم شانس من بوده که تو دنیا ، تو بشی هم آشیونم یه سبد گل سپید و صدتا سکه ی طلایی می ریزم به زیر پاهات، تو با قلبم باوفایی مست میلادتم امشب، گیج و مبهوت چشاتم گل من تا ته هستی ، حتی تو سختی باهاتم عشق من لمس حضورت ، مبارک باشه عزیزم از الان تا ته دنیا ، هستیمو به پات میریزم سلام سلام سلام سلام به همه ی دوستای عزیز... ببخشید از اینکه یه مدتی نتونستم بیام ، این روزا کارو بار از یه طرف ، شروع امتحانا که امروز صبح اولیشو دادم از یه طرف و این وروجک هم از طرف دیگه حسابی وقتمو گرفتن. مرسی از کامنت های قشنگتون ، همشو خوندم و به موقع جواب همشو میدم ، راستش یه مدتی هم دسترسی به اینترنت نداشتم. بالاخره اسم این جوجه رو هم انتخاب کردیم و بعد از کش و قوس های فراوان تصویب شد که اسمشو آرش بزاریم و آرش کوچولوی تازه وارد حسابی همه رو به خودش مشغول کرده . بازم دم همین نیم وجبی گرم که باعث شد بعد از مدتها اعضای فامیل و دوست و آشناها دور هم جمع بشن ، فقط این وسط جیب منو خالی کرد که مجبور شدم همه ی دوستامو شام دعوت کنم . بالاخره دایی شدن خرج داره. خداروشکر صحیح و سالمه و همینش کافیه ، بعدا که بزرگتر شد خودم همه ی این خرجا رو از حلقومش میکشم بیرون ، بالاخره دایی گفتن دیگه ، باید واسه دایی ش خرج کنه. امروز دوازدهمین روز زندگیشه ، چه زود گذشت ، خودمونیما ، عمر آدمی هم همین جوری زود میگذره . دیشب داشت بهم میگفت : دایی ، من زن دایی میخوام !!! بالاخره ماهم دایی شدیم... تو در من آن تب گرمی که آبم میکند کم کم نگاهت نیز چون مستی خرابم میکند کم کم منم آن کهنه دیواری بجا از قلعه های سنگ که باد و آفتاب آخر خرابش میکند کم کم
با صدتا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب تنها با یه حس بی قرار و کوچک
فقط میخواد بهت بگه تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


